تبلیغات
پایگاه خبررسانی عبرت

بسم الله الرحمن الرحیم

وبلاگ پایگاه خبررسانی عبرت وبلاگ و سایت عبرت به هیچ فرد حقوقی و یا سازمانی وابسته نیست www.ebrat.ir
  به وبلاگ  پایگاه خبررسانی عبرت   www.ebrat.ir خوش آمدید


¿ادامه مططالب را در سایت عبرت بخوانید
شنبه 29 دی 1386

http://www.ebrat.ir

حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود ، افسوس که به جای افکارش به زخمهای تنش نگاه کردیم  ،

این كه حسین فریاد می‌زند پس از این كه همه عزیزانش را در خون می‌بیند و جز دشمن كینه توز و غارتگر در برابرش نمی‌بیند فریاد می‌زند كه

"آیا كسی هست كه مرا یاری كند و انتقام كشد"

 مگر نمی‌داند كه كسی نیست كه او را یاری كند و انتقام گیرد؟ این سئوال، سئوال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سئوال،انتظار حسین را از عاشقانش بیان می‌كند 

 


 فوری اختصاصی عبرت:

خبر درگیری و تیراندازی گسترده در جریان عزاداری های اصفهان کذب است

تجاوز 11 مرد به یک دختر 15 ساله مردم عصبانی را به مقابل دادگاه کشید

یک گروه سیصد نفری از مردم عصبانی در مقابل دادگاهی که به جرم تجاوز 11 نفر به یک دختر بی گناه 15 ساله تشکیل شده بود تجمع کرده و به متجاوزان یورش بردند. مغازه داران مغازه های خود را بستند و به سوی دادگاه شتافتند تا سزای متجاوزین را در دستشان بگذارند

 این گروه سیصد نفره در حالی که به شدت خشمگین بودند جلوی دادگاه ایستادند. ابتدا شعار دادند: ترکیم، کـُردیم، عربیم و همه بخاطر ناموسمان اینجا هستیم سپس هنگامی که متجاوزان در حال انتقال از دادگاه بودند باهرآنچه که دستشان بود به سوی متهمان حمله کردند

خمیر دندان دختر نوزده ساله را کشت

در انگلستان ادعا می شود فرانسچسکا ساننا، دختر نوزده ساله بخاطر حساسیت به خمیر دندان جان خود را از دست داده است

به گزارش پایگاه خبررسانی عبرت این دختر انگلیسی اهل لنسشایر، مانند هر صبح شروع به مسواک زدن دندانهایش نمود. دختر جوان اندکی بعد از مسواک زدن وارد کما شد. فرانچسکا علیرغم آنکه توسط پدر و مادرش به نزدیکترین بیمارستان منتقل شد جان سپرد

ادعا می شود این دختر بخاطر یک آلرژی فوق العاده مرگبار با عنوان آکوت آنافیلاکتیک مرده است


مردی که وحشت را به خیابانهای انگلیس آورده بود دستگیر کردند

او متهم است که تعدادی زن را به شکل فجیعی به قتل رسانده است

 به گزارش پایگاه خبررسانی عبرت،"استیو رایت" ‪ ۴۹‬ساله متهم است كه در فاصله ده روز از ‪ ۲‬تا ‪ ۱۲‬دسامبر ‪ ،۲۰۰۶‬دست كم پنج زن خیابانی را به قتل رسانده و دستان دو نفر از آنان را نیز به حالت صلیب قرار داده است 

بر اساس اطلاعات اعلام شده در دادگاه، تمام قربانیان این قتل‌های زنجیره‌ای زنان بین ‪ ۱۹‬تا ‪ ۲۹‬سال و معتاد به مصرف مواد مخدر بودند كه برای تامین هزینه تهیه این مواد اقدام به خودفروشی می‌كردند. در این جلسه همچنین اعلام شد، رد "دی.ان.آ" متهم بر روی اجساد سه نفر از قربانیان كه خفه شده بودند، یافت شده است. در كیفر خواست صادره آمده است كه رایت با زنان خیابانی رابطه داشت و از این رو هنگامی كه اجساد چند زن خیابانی پیدا شد، قربانیان دیگر تصور نمی‌كردند كه رایت می‌تواند قاتل آنان باشد


 

به گزارش روز شنبه پایگاه خبررسانی عبرت و بر اساس گزارشهای موثق انتشار خبر "تیر اندازی " و" درگیریهای گسترده " درعزاداریهای اصفهان صرفا حاشیه پردازی و دامن زدن به تحرکات غیر موجه افراد متخلف است

سرهنگ علوی معاون اجتماعی و ارشاد انتظامی اصفهان در گفتگوی اختصاصی با پایگاه خبررسانی عبرت و در واکنش به انتشار این خبر گفت

همانگونه که قبلا نیز به اطلاع مردم عزیز و عاشقان اباعبدالله رسیده بود نیروی انتظامی از مدتها پیش با اجرای طرحهای مختلف اقدام به اطلاع رسانی و گفتگو با مسئولان هیئات مذهبی نموده و از آنها خواسته بود که از انجام هرگونه اقدام و رفتار وهن آمیزخودداری نموده و مراقب باشند که برخی افراد نیز با انجام اینگونه تحرکات خوراک برای رسانه های خارجی ، خصوصا بخشهایی که با شعییان به عناد می پردازند ایجاد نکنند



اختصاصی عبرت

 

چاقو ،کم تحملی و خشم لجام گسیخته جنایتی دیگر آفرید

 

درگیری دو جوان درمراسم شب عاشورا، به قتل یکی از آنها انجامید

 

به گزارش اختصاصی پایگاه خبررسانی عبرت دو جوان که از روزهای اول ماه محرم با یکدیگر سابقه درگیری لفظی داشتند ، چهارشنبه شب و پس از خاتمه مراسم عزاداری با هم به نزاع پرداختند که این موضوع به مرگ یکی از آنها انجامید

گزارش عبرت می افزاید در دومین شب عزاداری های ماه محرم دو دسته از جوانهای حاضر بر سر قرار گرفتن در جلوی صف زنجیرزنان با هم درگیری لفظی پیدا کردند که این مسئله با پادرمیانی ریش سفیدان و حضور آنان در معرکه خاتمه یافت اما ..


اختصاصی عبرت

 

پس از اقدام به سقط جنین

 

عروس 19 ساله و فرزندش جان خود را ازدست دادند

 

زن جوان در حالیکه همسرش لحظاتی پر اضطراب را در مقابل داشت به حالت اغماء رفت و پس از انتقال به بیمارستان جان سپرد

 

به گزارش اختصاصی پایگاه خبررسانی عبرت این زن جوان در حالیکه مدت کوتاهی از زندگی مشترک با همسرش را پشت سر می گذشت و بدنبال یک بارداری ناخواسته دچار ناراحتی شده و برای نجات از مشکلات ناشی از حاملگی به پزشکی متخصص مراجعه و پس از آنکه فهمید 8 هفته از بارداریش می گذرد به فکر سقط جنین افتاد  ولی مراجعات او و تقاضایش با مخالفت پزشک معالج روبروگردیده و ناچارا متوسل به مشاوره های غیر پزشکی شد

این دختر 19 ساله پس از تحقیقات بسیار و مراجعه به افراد غیر متخصص موفق شد  با پیشنهادی چهارصد هزار تومانی فردی را یافته و از او تقاضای کمک کند و با طرح مشکلاتش از او بخواهد تا با فراهم کردن امکانات لازم ،سقط جنین را صورت دهد

نوشته شده در شنبه 29 دی 1386 و ساعت 02:01 ق.ظ توسط : عدالت
ویرایش شده در - و ساعت -


¿زن یک میلیار و دویست میلیون تومانی امروز به دادسرای جنایی اصفهان آمد
سه شنبه 25 دی 1386

زن یک میلیار و دویست میلیون تومانی امروز به دادسرای جنایی اصفهان آمد

http://www.ebrat.ir

این زن با هوشیاری و تلاش پرسنل سخت کوش وزارت اطلاعات و قبل از آنکه بتواند با استفاده از مدارک جعلی از دست عدالت بگریزد دستگیر شد

 

به گزارش پایگاه خبررسانی عبرت ساغر – م زن سی ساله ای که چند روز پیش توسط سربازان گمنام امام زمان در هتل لاله تهران به اتهام اختلاسی یک میلیارد و دویست میلیون تومانی از اداره کل تربیت بدنی اصفهان دستگیر شد، صبح امروز به دادسرای جنایی اصفهان آمد و پس از انجام تحقیقات قضایی با قرار بازداشت موقت روانه زندان گردید تا همچنان تحقیقات از او ادامه یابد

وی که متاهل و دارای یک فرزند است ، کارمند اداری اداره کل تربیت بدنی اصفهان بوده و توانسته طی مدتی که به کار اشتغال داشته مبالغی که بنا به اطلاعیه روابط عمومی وزارت اطلاعات بالغ بر یک میلیارد تومان بوده را با شگردهای خاصی که هنوز از آن اطلاع دقیقی در دست نیست اختلاس کرده و سپس از معرکه بگریزد

آنچه در این میان حائز اهمیت است اینکه وی چگونه موفق شده با وجود مجموعه عوامل نظارتی و کنترلی و شیوه هایی که دستگاههای اجرایی برای پرداخت پول دارند در مدتی کوتاه چنین کاری را سامان دهد

نکته دیگری که باید به آن توجه کرد اینکه وی در زمان مسئولیت چه کسانی و به چه صورت موفق شده وجوه مربوطه را از حسابهای دستگاه ذیربط خارج نماید

به نظر می رسد اکنون که وزارت اطلاعات به عنوان دستگاهی مقتدر ،مسئول و متولی تحقیق در این مورد است ، به سرعت باید دستهای پیدا و پنهان در این مورد را شناسایی و به مجازات بی دقتی و بی مبالاتی آنها نیز توسط دستگاه قضایی  رسیدگی  گردد

ساده اندیشی است که باور کنیم ،یک زن که بصورت قراردادی در این سازمان عریض و طویل اشتغال بکار داشته بتواند با توسل به امکانات شخصی خود و بصورت انفرادی و با توسل به هوشمندانه ترین روشها نیز چنین حجم کاری را به سر انجام برساند

اکنون که این موضوع افشاء شده و فرد مورد نظر نیز دستگیر شده انتظار می رود ، به زودی مشخص گردد که وی در زمان کدامین مسئولان و با بهره گرفتن از چه ابزاری موفق شده ازحصارهای ایمنی و حسابرسی گذشته و یک میلیارد و دویست میلیون تومان وجه اعلام شده را به سهولت برداشت نموده و به حسابهای شخصی انتقال دهد و سایر افراد مقصر نیز به مجازات برسند 

به نظر می رسد همه چیز به مجازات او خاتمه نیابدو سایرین نیز در این خصوص در مقام پاسخگویی بر آیند

نوشته شده در سه شنبه 25 دی 1386 و ساعت 05:01 ق.ظ توسط : عدالت
ویرایش شده در - و ساعت -


¿جسدی با شال زرد رنگ زنانه ،از نوع دیگر
شنبه 22 دی 1386

http://www.ebrat.ir

    

جنایت خانوادگی دیگری رقم خورد

چه کسانی در این جنایت مشترک دخالت داشته اند

 

زن و دختر بیست ساله خانواده در وقوع این قتل دلخراش چه نقشی را ایفا کرده اند

  

به گزارش اختصاصی پایگاه خبر رسانی عبرت پس از آنکه اهالی یک روستا در حوالی کوهپایه با بخشی از اندام یک انسان روبرو شدند مراتب را به کلانتری 43 کوهپایه اطلاع داده و از ماموران خواستند که موضوع را مورد بررسی قرار دهند

ساعتی بعد و با حضور کارشناسان پلیس محل مورد بازبینی قرار گرفته و پیکر اسکلت شده مردی از زمین بیرون کشیده شد

جسدی با شال زرد رنگ زنانه

ماموران پس از اخذ دستور قضایی و بیرون کشیدن جسد ، متوجه نکته عجیبی شدند

مقتول در حالی در زمین دفن شده بود که یک قطعه شال زرد رنگ زنانه به دور گردنش پیچیده بود

آیا او به وسیله این شال به قتل رسیده و به این مکان منتقل شده و یا دلیل دیگری در حاشیه این مرگ تلخ وجود دارد

با جمع آوری تمامی شواهد و دلایل موجود و بررسی دقیق صحنه  کشف جسد و با توجه به اینکه تا این زمان هیچکس وهیچ مدرکی هویت فرد را روشن نساخته  پیکر بی جان مرد تحت عنوان مجهول الهویه به پزشکی  قانونی منتقل می شود تا پزشکان مشخص کنند که مرگ متوفی به چه علت بوده است

مدتی بعد منصور - ش با مراجعه به دادسرای جنایی اصفهان از گم شدن برادرش در پی سفر به کربلا خبر می دهد

منصور به بازپرس شعبه دوم دادسرای اصفهان می گوید که ناصر برادر 42 ساله اش مدتی پیش و بصورت ناگهانی منزل را به مقصد کربلا ترک کرده و دیگر خبری ازاو بدست نیاورده

وی همچنین در اظهاراتش تاکید می کند که برادرش گوشی تلفن همراهش را  نبرده و از خودرو شخصی نیز برای این سفر استفاده نکرده است

با شنیدن این اظهارات بازپرس اسدی دستورات لازم را صادر و تحقیقات جنایی در این زمینه آغاز می گردد

به گزارش عبرت در جریان تحقیقات کارگاهان آگاهی مشخص می شود که بین ناصر و همسرش مریم اختلافات شدیدی وجود داشته و وی گاها بچه هایش را تنبیه می کرده است

محمد برادر پیگیر فرد مفقود شده در مراجعات بعدی تاخیر دیگر اعضا خانواده در اعلام گم شدن برادرش را امری غیر عادی تلقی و به ماموران می گوید که مسافرت طولانی برادرم بیش از 24 روز بعد به من اطلاع داده شد

در این میان شراره 20 ساله و مهدیس 17 ساله احتمال می دهند که پدرشان از مرزهای کشور خارج شده باشد که با استعلام از اداره مربوطه معلوم می گردد تا تاریخ 17/6 /86 فردی با هویت ناصر از کشور خارج نشده  است

با این اطلاعات شک و تردید بیشتری متوجه همسر این مرد شده و همین مسئله باعث احضارو فراخواندن وی از سوی بازپرس حجت اسدی  برای تحقیقات بیشتر می شود

گزارش عبرت می افزاید در جریان بررسی های تخصصی این زن ضمن انکار هر ارتباطی بین او گم شدن شوهرش می گوید شوهرم ساعت 8 شب به منزل آمد و با برداشتن مقداری پول و بستن ساکش از منزل خارج و گفت که قصد دارد با دوستانش به کربلا برود

اما سکوت وی مدت زیادی بطول نینجامید زیرا

با ارائه مشخصات ظاهری و البسه مرد مفقود شده ، و تطبیق آن توسط ماموران با جسد مجهول الهویه مکشوفه و گزارش آن به بازپرس و همچنین شناسایی برادرمرد مفقود شده دیگر هیچ تردیدی باقی نمی ماند که جسد مردی با شال زرد رنگ زنانه همان ناصر است

با کشف این حقیقت و ادامه تحقیقات بلاخره شراره لب به سخن گشوده و می گوید

ما یک خانواده 4 نفره و بسیار خوب بودیم ،اوایل رابطه مادر و پدرم عالی بود

  ولی کم کم او مبدل به فردی وسواسی و ایراد گیر شد و مرتبا به دست و پای ما می پیچید و کارهای عجیبی می کرد

دیگر طاقت تحملش را نداشتیم و به فکر کشتن او افتادم و یکروز وقتی اوجلوی تلویزیون خواب بود ، و سراسر وجودم را کینه از او گرفته بود ، صدای تلویزیون را بلند کردم و برای آنکه روزی را با آرامش طی کنم به سراغ وسیله ای رفتم که پدرم برای کار خاصی از آن استفاده می کرد و پس از برداشتنش به سمت او رفتم

گاهی باهاش مچ می انداختم و کم نمی آوردم و مطمئن بودم که از عهده این کار بر می آیم

پریدم و روی سینه او نشستم ، بصورتی که دستهایش زیر پاهایم قفل شده بود و دستمال خیس شده از مواد بیهوش کننده را روی دماغش گذاشتم

بیدار شد ، چشمانش را باز کرد و به ارامی مادرم را صدا کرد و من در مقابل با اسپری که در اختیار داشتم به صورتش پاشیدم

گفت: صورتم سوخت و ناگهان از حال رفت

بعد با شال زرد رنگ گلویش را فشار دادم ، در این لحظه بود که مادرم به هال آمد و سرش را روی سینه پدرم گذاشت ولی کار تمام شده بود

بعد از اینکار خاله وشو هرش را که مهمان ما بودند صدا کردیم

این دختر بیست ساله در ادامه گفت

او دیگر مثل قبل برای ما پدری نمی کرد

پدر و ماردم از هم جدا بودند ولی زندگی می کردند و مرتبا باید شاهد دعواهای آنها می بودیم

به گزارش عبرت این دختر جوان می گوید :چند بار طلاق را به والدینم پیشنهاد کردم ولی پدرم به هیچ عنوان زیر بار نمی رفت و قبول نمی کرد ، یکبار به دادگاه رفتیم و او قول داد که عوض شود ولی هیچ تغییری نکرد

اما آیا تمام داستان همین بود:

بازپرس با بررسی دقیق صحنه و انجام گفتگوهای فراوان دریافت که بین گفته های این دخترجوان و حقیقت فاصله ای زیاد وجود دارد به همین منظور تحقیقات در این خصوص ادامه یافته و ماموران با انجام اقدامات تخصصی موفق شدند حقایقی جدید از اختلاف این زوج را پیدا کرده و وی را به سمت بیان حقیقت سوق دهند

این زن در حضور مجدد خود در مقابل قاضی اسدی گفت:

تمام آنچه دخترم گفته دروغ بوده و برای نجات خانواده صورت گرفته است

وی گفت اختلاف من و شوهرم از ابتدا وجود داشت و من چند بار می خواستم از او جدا شوم ولی قبول نمی کرد

او ما را به زور وادار به کار کردن می کرد و حقوق و پاداش هایمان را می گرفت و دست بزن داشت و در هر اعتراضی ما را آماج کتک می کرد

مدتها به کشتنش فکر می کردم تا اینکه موضوع را با خواهر و شوهر خواهرم در میان گذاشتم وقرار گذاشتیم آنها از یزد به اصفهان بیایند

 شوهر خواهرم به من قول داده بود که در اینکار به من کمک کند ، ساعت حدود 9 شب بود و شوهرم از سفر مشهد آمده بود و خسته در اتاق خواب دراز کشیده بود مقابل تلویزیون ، دختر کوچکم بیرون از خانه بود و موقعیت را برای انجام اینکار مناسب دیدم و با وسایلی که از قبل آماده کرده بودم به سمت او رفتم .

مصطفی شوهر خواهرم دستمالی را که آغشته به مواد بیهوش کننده بود بر روی دهانش گذاشت و به صورتش هم پاشید تا از حال برود

دخترم فریاد می زد و شیون می کرد به مصطفی گفتم  او را به بیرون از اتاق ببرد  و خودم با شالی زرد رنگ گلویش را بشدت فشار دادم تا جان داد

بعد از اینکار او را با کمک مصطفی به خودرو انتقال داده و به منطقه ای نزدک کوهپایه بردیم و خودم قبرش را کندم و خاکش کردم

با اقاریر صریح این زن جنایتکار و گزارش پزشکی قانونی که تصریح می کرد مرد بر اثر فشار بر عناصر حیاتی گردن جان سپرده است متهمان این پرونده روانه زندان شدند تا پرونده ای دیگر آماده تسلیم به دادگاه کیفری استان اصفهان شود

بیوه های متاهل و اشتراک های انفرادی

خیلی از پدر و مادرها و بعضا جوانها تصور می کنند که برای آغاز یک زندگی و تشکیل خانواده تنها داشتن شاخصه جسمی کافی است در حالیکه در کنار فاکتور مهمی مثل بزرگ شدن سنی ،ارتقاء و رشد اجتماعی ،عاطفی و اخلاقی و همچنین داشتن سلامت کامل روحی و روانی نیز برای آغاز یک پیوند مشترک ضروری است

سید ضیا ء الدین فائق محقق و جرم شناس در این باره می گوید :

ازدواج و پیوند  دو نفر با دو نوع تولد ، دو نوع شیوه رشد ، تحصیل ، زندگی خانوادگی و اجتماعی را نباید ساده انگاشت

آنچه امروزه بسیار نگران کننده است و از آن میتوان بعنوان یک تراژدی نام برد ، شدت و نوسانات شدیدی است که خانواده مستحکم ایرانی را تهدید می کند

کشتن همسر و شوهر کشی

این مقوله و رخداد را نباید مسئله ای اتفاقی و رخدادی ناگهانی تلقی کرد ، زیرا بروز و ظهور چنین پدیده زشتی قبل از آنکه  بر اثر یک نقشه ناگهانی و از پیش تعریف شده باشد ، ناشی از نوع ارتباط حاکم بر زنها و شوهرها است

اغلب فکر می کنند که همین زندگی مشترک در زیر یک سقف و در کنار هم راه رفتن را می توان زوجیت نامید درحالیکه هم در حقوق و هم در شرع انور چنین رابطه ای که مبتنی بر تفاهم و ارتباط و گفتمان گرم نیست نهی کرده اند

زن و مرد نسبت به یکدیگر وظائفی دارند که چنانچه هر یک از آنها تعطیل شود ، خانواده و فرزندان را تهدید می کند

که نتیجه آن می شود زندگی مشترک انفرادی و بیوه هایی که متاهل هستند ، به این معنی که زن در کنار شوهرش زندگی می کند ولی زنده نیست و حیات نباتی دارد و شرایط او شباهت زیادی پیدا می کند به زنهای بیوه ای که شوهر ندارند

این تعبیر جدیدی است از طلاق عاطفی و نقطه ای که مرد و زن به سمت تحریم کلامی پیش می روند و این روند مرتبا رو به صعود می رود

و در این میان است که موضوعاتی مثل خیانت و جنایت راهشان به منزل همسران باز می شود

اما برای نجات از چنین وضعیتی چه باید کرد و راه کارهای عملی چیست

در حقیقت وقتی دو نفر قصد دارند در کنار یکدیگر زندگی مشترکی را تشکیل دهند باید به حد اعلاء به کمال رسیده باشند و یا در کمترین خوشبینی ، در حداقل ها با هم مشترک باشند

به این عبارت که اگر این دو ، درهمسایگی هم زندگی می کنند ، بتوانند در حوزهای مختلف اخلاقی، اجتماعی و دینی و عاطفی همدیگر را تحمل کنند

کمال چیست ، باید در مورد آن بدانیم و هر زن و مردی قبل از همسر یابی این مسیر را طی کند

فائق در ادامه می گوید :

از رویش دانه شروع میکنیم

 رویش دانه گیاهان نکته ای است که باید به آن توجه کنیم  و دریابیم که دانه بوسیله دیگری کاشته می شود و با مراقبت و نگهداری باغبان و کشاورز رشد می یابد و سپس بدون آنکه بداند و بتواند انتخاب کند تکثیر می شود و لی تولد و رشد و پرورش و تربیت و کمال انسان به این ترتیب نیست

  ما باید بفهمیم استعداد و قابلیت کدام خوبی ها و زیباییها را دارا هستیم و  چگونه میتوانیم آن استعدادها را شکوفا کنیم

 ما باید بدانیم که انسان همواره در حال انتخاب است اما نو جوانی را باید آغاز انتخابی بزرگ دانست واصولا انسان خود مایل است خوبی را برگزیند و تمایل به کار مثبت دارد مگر آنکه تعریف نادرستی از کارهای خود داشته باشد

 ما باید قبل از هر انتخابی بفهمیم انگیزه و علت کارهایی که میکنیم چیست ؟

 چه عواملی رفتارهای ما را شکل میدهد و چه عواملی باعث میشود کیفیت زندگی هر یک از ما متفاوت شود؟

 بعد از خود بپرسیم چه عاملی مقدم بر اعمال ما است  قدرت تصمیم گیری میتواند سرنوشت هر فردی را تغییر دهد

در واقع تصمیم های ما است که سرنوشت مان را تعیین میکند ، نه شرایط زندگی و درک این مسئله بسیار حائز اهمیت است ، که بدانیم انتخاب هر یک از ما قادر است چه آینده روشن یا تاریکی را برای هر یک از ما رقم بزند

 این پژوهشگر مسائل اجتماعی در ادامه می گوید :بسیار ی از اوقات ما میدانیم که در اشتباه هستیم اما شهوت عمل نادرست ما را به سمت نادرست هدایت میکند

 و البته علت این امر هم این است که اصولا انسان خود مایل است خوبی را برگزیند اما تعریفی نادرست از اعمالش او را به بیراهه میبرد

 این نکاتی که اشاره می کنم مستقیم به موضوع بحث ما ارتباط دارد ، یعنی  انتخاب   یعنی ازدواج ، یعنی در کنار هم نشستن و در حاشیه امن دیگری زندگی کردن و با دختر یا پسری ازدواج کردن

خوب قبول کنیم که انسان مسئول سرنوشت خویش و تعیین کننده این آتیه ارزشمند است

انسان با داشتن استعدادهای گوناگون و با شکوفا کردن استعداد میتواند به کمال برسد و به همین دلیل خداوند تفکر و تعقل و انتخاب و اختیار را به او داده است تا بفهمد که چگونه بدیها را به درون خود راه میدهد

من بر این باورم که اگرما میتوانیم مرتبا بگوییم بدبختیم  خوب میتوانیم بگوییم خوشبختیم

 پس سرمایه گذاری در زندگی سرمایه گذاری در تغییر است و ازدواج نیز نوعی تغییر تلقی می شود 

خوب در این تغییر و تحول و البته انتخاب بهتراست بسیاری نکات را لحاظ کرد که متاسفانه این مسئله در ما آدمیان دستخوش یک مشکل می شود  که از آن تحت عنوان بی نهایت طلبی نام می برم به این عبارت که دخترها و پسرهای ما برای ارضاء این خواسته خود مشکلات دیگر را نمی بینند و به آن توجه نمی کنند

فائق ادامه می دهد

خوب حالا باید دید بی نهایت طلبی انسان از کجا سرچشمه گرفته است  ،چرا انسانها هدف ها و دل بستگی های مختلف دارند ومعیارهای انتخاب هدف های اصلی ما چیست

من فکر می کنم ما به ملاک و معیار نیازمندیم تا ارزش هدف را مشخص کنیم و بعد به آنها نمره بدهیم و درست را برگزینیم و باید خوب بفهمیم که برترین هدفها کدام است؟  که معیارهای بالا در آن مستتر باشد واز استاندارهای بالا  برخوردار باشد  و بعد باید هدف بزرگ را دنبال کرد فی الواقع  دانستن برای چنین کاری کافی نیست عمل مهم   است

فائق می گوید من قبلا در مورد پدیده همسر کشی مطالبی را گفته ام که حتما خوانندگان عزیز آنها را مطالعه کرده اند 

اما اینکه ما در اینباره مکررا حرف بزنیم کافی نیست و ما درکنار هشدار به مسئولان و دست اندرکاران برای اصلاح امور نیز باید روشهایی را پیش بگیریم و به سرعت آموزش را در دستور کار قرار دهیم

با جرات میتوان گفت که امروزه بدلایل مختلف آموزش در زمینه زندگی و ازدواج مغفول مانده است به عبارتی هنوز نوجوان و جوان ما در ایام تحصیلات و پس از فراغت ازآن  هم نمیداند که از زندگی چه می خواهد

ضمن آنکه تمام آن چیزی که ما به آن آموزش می گوییم منتهی شده به روایاتی که هر یک از ما و از مشکلات حوزه کار خودمان داریم و نشان دادن آدمهای موفق تحت عناوین مختلفی که به هیچ عنوان نمی تواند با دیگران مطابقت کند

این پژو هشگر مسائل اجتماعی معتقد است

دانش آموز دختر و پسر ما باید در همان ایام دبیرستان  این 5 زمینه مهم زندگی را یاد بگیرد

 الف- تسلط بر عواطف یا هوش هیجانی و فرا گرفتن خصوصیاتی که قادر است احساسات را به کنترل در آورد  ب- تسلط بر جسم یا مراقبت از خود و توجه به نیازهای جسمانی که سلامتی را بدنبال دارد  پ- تسلط بر روابط  که به ما می آموزد با چه کسی و در چه محدوده ای مجاز به ارتباط هستیم و این ارتباط در کدام نقطه آسیب زننده است ت- تسلط بر امور مالی و یادگیری اداره زندگی مشترک و افزایش حوزه نگاه اقتصادی بیش از اتاقهای خانه   ج- تسلط بر زبان به این معنی که با چه کسی و در کجا و در چه زمانی و چه مسائلی را باید بگوئیم

من فکر می کنم با یاد گرفتن این زمینه ها انتخابها و روابط هدفمند تر می شود

البته در انتخاب یک همسر باید دقت کرد که او نیز همانگونه که گفتم در حداقلها مانند ما رشد اجتماعی ، عاطفی و اقتصادی و اخلاقی و دینی یافته باشد

به اعتقاد من بین انتخاب درست و ازدواج باید رابطه ای منطقی و کاملا سنجیده وجود داشته باشد

که به مشروح آن نمی پردازم ولی اگر چنین فرایندی وجود نداشته باشد کار به نارضایتی زن و مرد منتهی می شود و این تکانه های شدید منجر به نا امنی محیط خانواده و بروز و ظهور اضطراب و افسردگی وبدبینی می شود و آهسته آهسته زمینه ساز اعتیاد خودکشی و دیگر کشی و بزهکاری و خیانت نیز می شود

خوب حتما قبول دارید که در چنین شرایطی اگر پای دیگران هم وسط باشد و بچه هایی مانند دختر همین خانم وجود داشته باشند ، نسل بعدی هم گرفتاراین مسائل شده و عملا دور و تسلسل رخ می دهد

بطور مثال وقتی این خانم همسرش را می کشد ، اگر قصاص بشود ، فرزندان او در صورت رهایی از حبس و مجازات در آینده می خواهند زندگی مشترک داشته باشند و فرزندان خود را تربیت کنند

خوب فکر کنید که ماحصل قضیه چه میشود ، پس این انتخاب و انتطباق آن با منطق و سنجیدگی میتواند چندین نسل را نجات دهد

لذا باید نسبت متعادلی را رعایت کنیم و به برخی شباهتها توجه کنیم و همانندی ها را جدی بگیریم

همانندی های طبقاتی

 همانندی نسبی

همانندی دینی و ایده های سیاسی

همانندی خانوادگی

همانندی ظاهری

همانندی شغلی

همانندی تحصیلی

همانندی شخصی

همانندی هیجانی

همانندی فردی

 نباید اولین تصمیم را در نخستین نگاه بگیریم و تصور کنیم که میتوانیم با نگرشی احساسی زندگی عاقلانه ای را شکل دهیم چون در این صورت است که:

 

مشکلات و اختلافات فرد منتخبمان با خودمان را نادیده میگیریم و بعد تلاش می کنیم در عالم تصورات و رویا خودمان را همانگونه که او می خواهد نشان دهیم

 در این وضعیت ما بار هم می شویم نه یار هم و زن ما بیشتر از آنکه نجیب باشد به سوی نه جیبی پیش می رود و تلاش می کند خودش را از مشکلاتی که در حاشیه مردش است و بلعکس جدا سازد

بصورت خلاصه میتوان گفت در صورت گزینش همسر بدون رعایت فاکتورهای پیش گفته زندگی بیشتر مبدل می شود به اجبار عادت و به ناچارتحمل و بلاخره بی تفاوتی که تنفر را بدنبال دارد و سر انجام انتقام و کشتن و بقتل رساندن

پس من توصیه می کنم اگر

اگر چنین هستید ،  و یا با دقت و سنجیدگی اقدام نکرده اید کمی صبر كنید ، ازدواج نكنید

 

اما اگر شریکی را خواستید برای زندگی  انتخاب کنید

نسبت به کل ماجرا واقع بین باشید

درباره دلیل تمایل طرف مقابل به ازدواج با خودتان تحقیق کنید

شریک احتمالی زندگی خود را بشناسید

اعتقادات و باورهای مذهبی طرف مقابل را جویا شوید

برخوردهای همسراحتمالی خود را در موقعیت های مختلف بررسی کنید.

خواسته ها و انتظارات یکدیگر را مورد مطالعه قرار دهید

درباره خانواده ی فرد مورد نظر تحقیق کنید

با خود واقعی تان مشورت کنید

دلایل متناسبی برای ازدواجتان پیدا کنید و خود تصمیم گیرنده نهایی باشید

نسبت به سلامت جسمانی و روانی طرف مقابل اطمینان حاصل کنید

توجه داشته باشید که با شریک احتمالی زندگی خود درمواردی مانند طبقه اجتماعی، سن، میزان تحصیلات و توانایی های هوشی تناسب داشته باشید. این موارد را جدی بگیرید

صبور باشد و فکر نکنید اگر وارد این وضعیتها شدید ولی شناخت کافی ندارید حتما باید ازدواج کنید 

نوشته شده در شنبه 22 دی 1386 و ساعت 04:01 ق.ظ توسط : عدالت
ویرایش شده در سه شنبه 25 دی 1386 و ساعت 05:01 ق.ظ


¿اعترافات تکان دهنده یک پدر
چهارشنبه 12 دی 1386

اعترافات تکان دهنده یک پدر

دختر 8 ساله ام را کشتم تا فاسد نشود

 مردی با ادعای جلوگیری از فساد، دختر 8 ساله خودش را خفه کرد. به گزارش خبرنگار ما جسد دختر 8 ساله یی که نرگس نام داشت در حمام خانه پدربزرگش در اسلامشهر کشف شد و کارآگاهان پس از آنکه با بررسی جسد متوجه شدند این دختر خفه شده و به قتل رسیده است به دستور بازپرس کریم پروین- رئیس شعبه سوم دادسرای جنایی اسلامشهر- تحقیقات خود را برای شناسایی قاتل آغاز کردند. آنان در بررسی های خود متوجه شدند این جنایت به احتمال بسیار زیاد به دست پدر 34 ساله نرگس به وقوع پیوسته است. این مرد جوان که محمد نام دارد بدون هیچ مقاومتی اتهام فرزندکشی را پذیرفت و گفت؛ من فکر می کردم بچه ها فرشته هستند اما هنگامی که به 20 سالگی می رسند، معصومیت شان را از دست می دهند و تبدیل به انسان هایی فاسد می شوند. من نیز برای فاسد نشدن دخترم تصمیم گرفتم او را بکشم. محمد در ادامه اعترافات تکان دهنده اش گفت؛ از 6 ماه قبل برای کشتن نرگس برنامه ریزی کرده و برای این کار دو مارمولک گرفته و خشک کرده بودم و هدفم این بود که مارمولک ها را به دخترم بخورانم و از این طریق او را بکشم اما چون مارمولک ها خشک نشده بودند، تصمیم گرفتم وی را خفه کنم.

 متهم به قتل افزود؛ من همسرم را طلاق داده بودم و نرگس با مادرش زندگی می کرد اما شب حادثه آن دو برای شرکت در یک جشن عروسی به خانه پدری من آمده بودند و من از طریق یکی از کودکان حاضر در جشن دخترم را که در قسمت زنانه حضور داشت، صدا زدم و به حمام خانه بردم و او را با دستانم خفه کردم. من در هنگام قتل هیچ حرفی به دخترم نزدم و او نیز فقط مرتب مرا صدا می زد و حرف دیگری نمی زد.

وی ادامه داد؛ من با این قتل حق پدری ام را ادا کردم و نگذاشتم فرزندم فاسد شود. پس از اعترافات مرد 34 ساله، وی بازداشت شد و کارآگاهان به تحقیق درباره زندگی متهم ادامه دادند. آنان متوجه شدند محمد به خاطر مشکلات مالی و برخی سوءتفاهم ها که میان وی و همسرش به وجود آمده بود در سال 82 به زندگی مشترک اش پایان داد. بنابراین گزارش هم اکنون تحقیقات پیرامون این جنایت هولناک ادامه داد

نوشته شده در چهارشنبه 12 دی 1386 و ساعت 09:01 ق.ظ توسط : عدالت
ویرایش شده در - و ساعت -


¿عامل قتلهای سریالی تهران اولین و راحله زنی که انتقام گونه همسرش را کشت
چهارشنبه 12 دی 1386

امروز مرد جنایتکاری که سه بانوی تهرانی را با طناب قرمز و کارد کشت، به همراه هفت زن و مرد جانی دیگر در زندان اوین به دار آویخته شد

www.ebrat.ir

رسیدگی به این پرونده پیچیده از روز 26 آذر 1384 با کشته شدن زن 40 ساله‌ای به نام «فرحناز کمیلی» در خانه‌اش ـ خیابان میرداماد تهران ـ آغاز شد.
تحقیق پلیس نشان می‌داد این زن برای فروش خانه‌اش در روزنامه‌ها آگهی داده بود و جانی یا جانیان، او را با ضربه‌های کارد کشتند و دست و پایش را در غیاب سایر اعضای خانواده بستند. همچنین مشخص شد رایانه، مقداری پول و جواهر موجود در قربانگاه دزدیده شده و احتمال انگیزه دستبرد در جنایت زیاد است.
10 روز از این ماجرای خونین گذشت تا اینکه روز ششم دی 84 زن 50 ساله‌ای، در خانه‌اش قربانی جنایت مشابه شد.
سومین زن هم که در آدمکشی‌های سریالی پایتخت و زیر سقف خانه‌اش در سه راه ضرابخانه با کارد از پا درآمد و دست و پایش با طناب قرمز بسته شد زن 41 ساله‌ای به نام «شهره» بود.
با برملا شدن این مساله که دو نفر از قربانیان برای فروش خانه‌های خود در روزنامه‌ها آگهی داده و هنگام جنایت، تنها بودند تجسس های پلیسی روی دو فرضیه جنون جانی یا جانیان و دستبرد متمرکز شد.
شواهد از دستبرد مشابه به رایانه، پول و طلا و جواهر موجود در قربانگاه‌های زنان نگون بخت حکایت داشت و بازجویی‌های محلی، مسیر رسیدگی به پرونده را به سوی یک زن و مرد جوان کشید.
بدین ترتیب نخستین سرنخ‌ها به دست آمد و کارآگاهان سرانجام 25 دی 84 «علیرضا» را با همدستش «اعظم»در در سعادت آباد، ردیابی و دستگیر کردند. .گزارش ایسکانیوز می افزاید
«علیرضا» لیسانس کشاورزی دارد و با «اعظم» 24 ساله که دانشجو بود در یک دفتر فیلمبرداری ـ عکاسی تهران، همکار بودند.
مجرم ردیف نخست در بازجویی‌ها اعتراف کرد به خاطر بدهکاری و پرداخت 20 میلیون تومان پول نزول، نقشه کشتن زنان خانه‌دار و دستبرد به اموالشان را با همدستی دختر دانشجو اجرا می کرد و انگیزه‌اش فقط دزدی بود.
مجرمان در شعبه 71 دادگاه کیفری تهران پای میز عدالت نشستند که «علیرضا» به سه بار مرگ و «اعظم» به 15 سال زندان محکوم شد.حکمها به تایید دیوان عالی کشور رسید و به قاضی«عصمت ا... جابری» در دادسرای جنایی سپرده شد.امروز ثانیه شماری برای اعدام جانی موسوم به «طناب قرمز» به پایان رسید و در «اوین» به دار آویخته شد.

«راحله» دومین اعدامی  چهارشنبه «اوین»

رسیدگی به این پرونده از 16 فروردین 84 با مرگ فجیع مرد 33 ساله‌ای به نام «محمد» در اسلامشهر آغاز شد.
تحقیق مقدماتی پلیس و بازپرس جنایی نشان می‌داد «محمد» ساعت 21 همان شب وقتی در خانه اش خوابیده بود با یک میله آهنی که برسرش کوبیده شد جان باخت.
به دنبال جنایت، راحله که زن قربانی بود بازداشت و در بازجویی ها مدتی شد:شوهرم با زن دیگری رابطه پنهانی داشت و به خاطر مصرف قرص هایی که به من داده بود حال عادی نداشتم.
وی ادامه داد:ناگهان خون جلوی چشمانم را گرفت و پس از کشتن«محمد» جنازه را به پنج تکه تقسیم کردم ، داخل دبه های دوغ گذاشتم و به زیر زمین خانه بردم.باور کیند نمی دانستم با همسرم چنین کاری می کنم...
«راحله» 25 ساله 27 مهر 1384در شعبه 74 دادگاه کیفری تهران برای آخرین بار به دفاع از خود پرداخت و به درخواست خانواده داغدار به اعدام محکوم شد.حکم به تایید شعبه 38 دیوان عالی کشور رسید و ضرباهنگ مرگش به صدا درآمد

  این زن بامداد آخرین چارشنبه پاییز 86با تلاش قاضی«عصمت ا...جابری » و همکارانش در دایره اجرای احکان دادسرای جنایی تهران، دو هفته فرصت یافت تا با پرداخت «دیه» رضایت بگیرد.
فرصت «راحله» اما به سر رسید و امروز پس از جانی «طناب قرمز» تهران در زندان «اوین» اعدام شد

قاتل باجناق، ظهر چهارشنبه را ندید
سومین مجرم که به اشد مجازات محکوم شده بود و امروز در همین زندان اعدام شد پسر رفیقکش بود.
«هادی – الف» 24 ساله دوستش را در قهوه خانه ای در میدان شوش بر سر آنجه «چپ چپ» نگاه کردن عنوان می کرد با کارد از پا درآورد.
او در دادگاه کیفری استان به مرگ محکوم شد، حکم به تایید دیوان عالی کشور رسید و امروز قانون، نفس هایش را برید.
چهارمین جنایتکاری که به دار مجازات آویخته شد «اکبر – م» بود.او طی یک درگیری مسلحانه «محمد – ق» را با شلیک گلوله در اسلامشهر قربانی کرد و در بازجویی ها جنایت را گردن گرفت.
«اکبر» از سوی قضات دادگاه کیفری استان تهران به مرگ محکوم شد و دیوان عالی کشور آن را تایید کرد.
پنجمین جانی «مهدی – الف» نام داشت که بر سر اختلاف کهنه خانوادگی، با جناقش را با ضربه های چوب قربانی کرد، به مرگ محکوم شد و دیوان عالی کشور «حکم »را تایید کرد.
ششمین جنایتکار که پرونده زندگی اش امروز بسته شد «صدرالدین – خ» 28 ساله بود.این تبهکار «محمد – الف» را به خاطر اختلاف حساب مالی با میله آهنی در کرج کشت.
حکم مرگ در دادگاه کیفری تهران صادرشد و به تایید شعبه دیوان عالی کشور رسید.
هفتمین تبهکار «سعید – م» 27 ساله بود که دوستش را در یک دعوای خیابانی در قلب پایتخت با ضربه های کارد قربانی کرد.او در دادگاه کیفری تهران به مرگ محکوم و امروز اعدام شد.
هشتمین جانی که پای چوبه دار رفت «حمید – س» 27 ساله بود.این جانی به جرم کشتن برادرش «جمشید»که پیمانکار، ساختمان بود به مرگ محکوم شد.
نهمین محکوم به مرگ که قرار بود بامداد چهارشنبه اعدام شود «میلاد» نام دارد و 20 ساله است. او دوستش را طی درگیری خیابانی در کرج با کارد از پا درآورد و ساعتی بعد دستگیر شد.
«میلاد» هم در بازجویی ها جنایت را گردن گرفت اما قسم خورد نقشه ای برای کشتن نداشته و دستش ناخواسته به خون آلوده شده است.

*مهلت کوتاه 3 محکوم
با این حال، مجرم جوان به مرگ محکوم شد و دیوان عالی کشور،حکم را تایید کرد.او اما امروز با حضور نیافتن خانواده داغدار در «اوین» از پای چوبه دار به زندان برگشت و مهلت سه ماهه گرفت.
شینده ها حاکی از این است که به احتمال فراوان خانواده داغدار با گرفتن دیه رضایت می دهند.
دهمین جنایتکار که قرار بود به دار مجازات آویخته شود «جواد – و» است. وی «ناصر – ر» را
به خاطر انچه رابطه شیطانی با همسرش می نامید قربانی کرد.
«جواد» در دادگاه کیفری تهران پای میز عدالت نشست ؛ به اعدام محکوم شد و حکم به تایید دیوان عالی کشور رسید. امروز این مرد با تلاش قاضی «عصمت ا... جابری» و همکارانش در دایره اجرای احکام دادسرای جنایی تهران، سه ماه مهلت گرفت تا 100 میلیون تومان دیه به خانواده داغدار بپردازد و رضایت بگیرد.
یازدهمین جنایتکار که نامش در فهرست سیاه اعدامیان بود «محمد – م» نام دارد.او به دنبال درگیری خیابانی، دوستش را با کارد کشت و در دادگاه کیفری تهران به اعدام محکوم شد.
حکم به تایید دیوان عالی کشور رسید اما امروز خانواده داغدار، سه ماه وقت داد تا با دریافت دیه 130 میلیون تومانی رضایت دهد

نوشته شده در چهارشنبه 12 دی 1386 و ساعت 09:01 ق.ظ توسط : عدالت
ویرایش شده در چهارشنبه 12 دی 1386 و ساعت 09:01 ق.ظ


¿هشداری برای دختران جوان
پنجشنبه 6 دی 1386
 

هشداری برای دختران جوان

 

رابطه هوس آلودی که به شهادت زاینده رود به جنایت مبدل شد

 

دیوان عالی کشور حکم قصاص قاتل دختر جوانی که پس ازیک دوستی اینترنتی به ضیافت مرگ دعوت شده بود را تائید کرد

 

به گزارش اختصاصی پایگاه خبررسانی عبرت مهدی – ش جوان 24 ساله ای که پس از یک رابطه دوستی اینترنتی ،دختر جوانی بنام  الهام- ص را به شکل فجیعی به قتل رسانده بود به قصاص نفس محکوم شد

بر اساس گزارش عبرت در آخرین روزهای مرداد سال 85 پلیس از کشف جسد زنی در حاشیه زاینده رود اصفهان و در پارک ناژوان خبر داد

 

نوشته شده در پنجشنبه 6 دی 1386 و ساعت 10:12 ق.ظ توسط : عدالت
ویرایش شده در - و ساعت -


¿اینبار داستان تکراری فیلمهای تهدید آمیز به کشف حقایق بسیاری کمک کرد
سه شنبه 27 آذر 1386

 مرد میانسال به بهانه کمک و انجام عمل خیر فریب شیطان را خورد و دختر نوجوان را به انتقام واداشت

به گزارش اختصاصی پایگاه خبررسانی عبرت دو ماه تلاش ماموران انتظامی وصبوری بازپرس دادسرای جنایی اصفهان با کشف فیلمی، که دختر جوان آن را بعنوان مدرکی مهم تلقی می کرد

حقیقت داستان زندگی تلخ یک دختر نوجوان را روشن و ماهیت مردی  که تحت عنوان اعمال خیربه هوسرانی روی آورده بود  فاش ساخت

صبحگاه یکی از روزهای تیر ماه سال جاری مردی میانسال ،سراسیمه به ماموران کلانتری مراجعه و ادعا کرد که توسط سه مرد و دو زن ربوده شده و پس ازیک شب شکنجه توسط این افراد، در فرصتی مناسب توانسته از منزلی که در آن اسیر بوده بگریزد

با شنیدن این اظهارات پرسنل انتظامی ، برای پی بردن به حقیقت ،و در معیت شاکی به منزل مورد ادعای وی رفته و متوجه خروج جوانی از آنجا میشوند

ماموران با مواجه و شناسایی شاکی ،موفق به دستگیری جوان مذکور شده و وی را به پاسگاه منتقل می کنند

گزارش عبرت می افزاید همزمان با این اقدام ،یکی دیگر از واحدهای گشتی نیروی انتظامی ، با شناسایی دو دختر جوان که بصورت مشکوکی در همان حوزه پرسه میزدند و با مشخصات اعلامی توسط شاکی مطابقت داشتند ،آنها را نیزدستگیرنموده و به کلانتری هدایت می نمایند

با دستگیری این سه تن، حلقه مفقوده کامل شده و در اولین تحقیقات مظنونین منکر تمامی اتهامات وارده از سوی مرد مدعی می شوند

در همان روز و به منظور انجام مراحل قانونی ، متهمین و شاکی به دادسرای جنایی اصفهان اعزام و پرونده  به بازپرسی شعبه 5 ارجاع میگردد تا با انجام کار دقیق حقیقت ماجرا کشف و ادعای شاکی مورد بررسی قرار گیرد

در جریان تحقیقات ر – ک شاکی پرونده گفت

من نظامی هستم و در حال حاضر در یکی از دانشگاههای مربوطه به  ارگان مربوطه به تدریس.......... اشتغال دارم

و در کنار کارهای اداری ، یک کارگاه تولیدی را نیز اداره می کنم

وی ادامه داد پدر شیوا – ع یکی از متهمین در کارگاه من اشتغال بکار داشت و پس از مرگش و به خاطر کارهای خیر خواهانه با این خانواده ارتباط پیدا کردم

این مرد وجود این رابطه را خطرناک اعلام و گفت که بعد از مدتی رفت و آمد ،آنها مرا تهدید کرده و مطالبه پول نمودند و من هم ناچارا وجوهی را به آنها پرداخت میکردم

تا اینکه در روز جمعه 29 تیر شیوا ذختر خانواده مذکور با من تماس تلفنی گرفت و گفت به دروازه تهران بروم و با دادن مقداری پول برای همیشه از شرش خلاص شوم

من هم پیشنهادش را پذیرفته و در محل قرار حاضر شدم و بعد او مرا به منزلی واقع در خیابان  5 رمضان برد و با ابراز نگرانی گفت ،باید به منزلی برویم تا شخصی ما را نبیند

من هم خودروی سواریم را بالاتر پارک کرده و به درب منزل مذکور رفتم ، و پس از گذاشتن قدم به داخل آنجا توسط چند جوان ،تهدید و به داخل کشیده شدم

آنها مرا بستند و بشدت مورد ضرب و آزار قرار دادند و بعد هم مرا مجبور کردند که دست به فعل حرام زده و با زنی که در آنجا بود تماس پیدا کرده تا در این فرصت از من فیلم تهیه نمایند

بعد از این اقدام آنها مجددا مرا بستند و گفتند اگر 500 میلیون تومان ندهی ،خانواده ات را از بین می بریم و فیلم ارتباط تو را در سطح شهر توزیع می کنیم

شب در این منزل زندانی بودم ،ولی صبح وقتی همه آنها به خواب رفتند  توانستم طنابها را باز کرده و از آنجا بگریزم

با بیان این مطالب ،تحقیق از مهدی - ب نیز آغاز و وی ضمن تائید حرفهای مرد اظهار کرد

من توسط این دختر اغفال شدم و او به ما گفته بود که توسط شاکی مورد اذیت و آزار قرار گرفته است و قصد دارد از وی به هر ترتیب ممکن انتقام بگیرد

بنابر این بهمراه اکبر- ب و مهرداد – ش این برنامه را طراحی کرده و با نصب دورربین در محل مذکور از صحنه تماسهای وی با کسی که در برابرش قرار داده بودیم از او فیلم تهیه کردیم

وی در جریان تحقیقات در ارتباط با محل اختفای فیلم نیز گفت

دوستانم فیلم را برداشتند و از محل گریختند

شیوا تا این زمان ساکت بود و بنا به دلایل نامعلوم سخنی نمی گفت ولی بلاخره تحمل نیاورده لب به سخن  گشود و در حالی که بشدت می گریست  گفت

از زمانی که پدرم در کارخانه این مرد کار میکرد ،او بهانه های مختلف به منزل ما می آمد وبا چهره متدین ،خیر، و مومنی که از خود نشان داده بود ،اعتماد ما را جلب و کمکهایی را هم برایمان می آورد ،ولی اندک اندک جهت گیری او عوض شد و گاهی طعمه های خود را به خانه ما می آورد و مادرم هم بدلیل مشکلات مالی ناچار به سکوت در مقابل اعمال کثیف او بود

تا اینکه وی با من چند ملاقات رودررو کرد و به من نیز ابراز علاقه کرد،و تماسش با مرا هم به مادرم پیشنهاد کرد و با تهدید و اجبار بلاخره به خواسته اش رسید

این دختر نوجوان با اندوه فراوان گفت

در این میان من گرفتار بارداری ناخواسته شده و موضوع را با او در میان گذاشتم که در ابتدا بشدت مسئله را تکذیب کرد ولی با فشارهای من ،جریان را پذیرفت و من هم از هر اقدامی برای سقط بچه ام خودداری کردم

ماهها بعد به پیشنهادش تن دادم و برای رهایی از مسئولیت بزرگی که اجبارا به دوشم افتاده بود ،با حضور او و با استفاده از شناسنامه افراد دیگر در یک مرکز درمانی زایمان کرده و پس از دریافت مقدار اندکی پول بچه را دراختیارش گذاشتم

از این زمان ،بدلیل مشکلات مالی ، او را تحت فشار قرار دادم و هر از چند گاهی پولی از وی میگرفتم ،تا اینکه اندوه تحمیل این شرایط سخت و انحراف شدیدم از مسیر زندگی خوب موجب شد به فکر انتقام از او بیفتم  

چون میدانستم مرد هوسرانی است ، پیشنهاد چنین رابطه کثیفی را دادم و او پذیرفت و با سه دوست مذکر و دو دوست نزدیک دیگرم این نقشه را طراحی کرده و او را به دام انداختیم و پس از ورودش به منزل ترتیب تماسش با زنی که در آنجا بود را دادم و از آن صحنه ها فیلم تهیه کرده و قصد دریافت پول داشتم اما موفق به کامل کردن نقشه نشده ودستگیر شدیم

بر پایه گزارش خبرنگار عبرت با این اقاریر بازپرس شعبه 5 دادسرای جنایی اصفهان متهمین را بازداشت و به جهت اهمیت فیلم موصوف و احتمال توزیع آن و تاثیرات سویی که از این بابت متوجه چندین خانواده خواهد شد با صبوری طرحهایی رابعنوان دستور به مامورین نیروی انتظامی اعلام و مامورین نیز در اجرای دستورات قضایی اقدامات پلیسی خود را آغاز کردند

با گذشت یکماه از این ماجرا دو متهم متواری با تماسهای مکرر ،شاکی را تحت فشار قرار داده و در مقابل دریافت 500 میلیون تومان قول استرداد فیلم را دادند

در این فرصت کارگاهان آگاهی نیز بیکار نننشسته و با تدابیر تخصصی موفق به دستگیری یکی دیگر ازمجرمین شدند و فیلم حساس را کشف کردند

اکنون شاه کلید این توطئه ننگین بدست قاضی افتاده بود و این سند روشن می ساخت که انجام اینکار به اجبار صورت گرفته و یا با موافقت شاکی بوده است

با بازگشایی فیلم کشف شده ، و قبل از فاش شدن حقایق ، شاکی سابق لب به اقرار گشود و معلوم شد که او نه اجبارا که ابتدا به میل و با برنامه ریزی دختر نوجوان و صرفا با امیال شیطانی وارد اسارتگاه شده ولی وقتی از ماجرای فیلم اطلاع یافته ناچار داستانی را آماده طرح میکند

شاید او تصور میکرد که بلاخره میتواند با متهمین کنار آمده و فیلم را دریافت کرده و ماجرا را خاتمه دهد

اکنون قاضی صبور به تمامی واقعیات پی برده است و دیگر این تنها دختر ساده دل و گناهکار نیست که طعم مجازات قانونی را خواهد چشید

بازپرس ضمن صدور کیفرخواست برای متهمین آدم ربایی ،مرد هوسران را نیز بعنوان متهم برای مجازات به دادگاه کیفری استان معرفی کرد

شاید این ماجرای تلخ یک پیام آشکار برای تمامی ما داشته باشد

مراقب اعمال و افعال خود باشیم و بدانیم که گاهی چگونه در چمبره غفلتها گرفتار می شویم و بدنبال شیطان روانه می شویم

ایکاش از یاد نمی بردیم که چشیدن میوه ممنوعه چه بر سر آدم آورد و شیطان چگونه بارها در مسیر آدمیان قرار گرفته است

نوشته شده در سه شنبه 27 آذر 1386 و ساعت 11:12 ق.ظ توسط : عدالت
ویرایش شده در - و ساعت -


¿برای مشاهده کل اخبار به سایت عبرت مراجعه کنید
شنبه 24 آذر 1386

http://www.ebrat.ir

نوشته شده در شنبه 24 آذر 1386 و ساعت 02:12 ق.ظ توسط : عدالت
ویرایش شده در - و ساعت -